مرجان ٍ لب لعل تو مر جان مرا قوت.... (بفهم ديگه)

و من به خنده چشمان تو که می نگرم غم عالم در دلم جا می‌گیرد. همان روز تولد... آن کیک و همان شمع که آن روز خنده‌ها را بر لبهایمان نشاند تا دست در گردن هم ، بدون هیچ دغدغه‌ای از ته دل بخندیم... عکس آن روز، امروز شده بلای جانم....

کاش این اشک به اندازه دو سه سطر دیگر این صفحه شیشه‌ای را تار نکند تا بتوانم در اینجا فریاد بزنم...

قصه از کجا شروع شد ؟

--------------------------------------

بیا غربت چشمانمان را با هم قسمت کنیم. «راستی من می‌خواستم یه وبلاگ بزنم»... من هم می‌خواهم... می‌خواهم با تو بنویسم و از تو بنویسم... از تویی که نشناختمت... از تویی که مخفیانه به یاری‌ات برخاستم و ندیدی و غریبانه راه سکوت را گرفتی ... و  سکوتت جرعه جرعه مرگ را به کامم می‌ریزد تا ۶ سال زودتر از تو .......

/ 5 نظر / 6 بازدید
مرجان

«اين روزها که می گذرد...شادم!اين روزها که می گذرد...شادم...که می گذرد...اين روزها!...شادم...که می گذرد....»مخلوق هزاره سوم!فکر نمی کردم يک روز اين حرف من رو(تو ۶ سال زودتر از من....) بر عليه خودم استفاده کنی!...با تمام ادبی که سعی می کنم در اين بلاگستان کوفتی رعايت کنم مجبورم می کنی که ازت بپرسم:...ميلاد تو به روح اعتقاد داری؟!!!!...در ضمن!قصه از هرکجا که شروع شد الان به قسمتهای خوبش رسيده...همون جايی که همه ازدواج می کنن و به خوبی و خوشی تا پايان عمر زندگی می کنند و نون پنيرشونو....(تو که می دونی من آدم نمی شم آخه آزار داری يه پستت رو به ما اختصاص می دی؟!!!!)ما آدم اين کار نبوديم...اگر خيلی هنر کنيم و ديوانه بازی بخوانيم و هرهر بخنديم:تو و طوبی و ما قامت يار....! يه بار ديگه گفته بودم؟!!! امان از اين ذهن آلزايمری!

حسن

سلام ديگه من الان مطمئنم که اين آقا ميلاد يه پدر کشتگی با ما دارن يکی از آرزوهای اين روزهام اينه که علتش رو بدونم به اون مکه ای که تازه ازش برگشتم راست ميگم کمکم کنيد

خودم

نه آقا کسی با شما پدر کشتگی و مادر کشتگی نداره. ارزش مکه هم بالاتر از اينه که به اون واسه يه چيزی که مطمئن نيستی قسم بخوري... کامنت شما منظور نوشته منو عوض ميکرد و قصد من رو تغيير می داد. واسه همين تاييدش نکردم تا منظور درست برداشت بشه. (ضمنا مساله اگر خانوادگی است شما اين وسط چه می کنی؟!!!)

مرجان

ميلاد جان ممنونم...همين!به خاطر سطر سطر نوشته ات...گريه اگر امان دهد می گويم!