واصطنعتک لنفسی...

نمی‌دونم شما هم برنامه کوله پشتی مربوط به خانوم شهلا آرین رو می‌دید یا نه؟ من یه بار از وسط تا آخر دیدم و فرداش که تکرارش بود از اول تا وسط!

تو صحبت‌های خانوم آرین یه مطلبی بود که من همیشه به اون اعتقاد داشتم. و آن هم  قسمتی از حرفش بود که می‌گفت: من همه خطاب‌های قرآن رو به خودم می‌گیرم. و مثلاً اگر در جایی پیامبر را خطاب قرار داده من «محمد» را برمی‌دارم و اسم خودم را جایش قرار می‌دهم و خودم را مخاطبش می‌بینم...

من هم یه جورهایی همیشه این حس رو داشتم! البته با کسی در میان نمی‌گذاشتم که مبادا کفر باشد (همونطور که خانم آرین هم وقتی می‌خواست این رو تعریف کنه خودش هم گفت: ممکنه بی‌ادبی باشه ، اما من اینکار رو می‌کنم...)

بخصوص در مورد زندگی موسی پیامبر(ع)... و بخصوص‌تر اون آیه‌ای از سوره مبارکه «طه» که خدا در آن خطاب به موسی می‌فرماید: واصطنعتک لنفسی... (= تو را برای خویش آفریدم)

اگر به این آیه و آیات قبل و بعدش دقت کنیم می‌بینیم که خداوند یک‌سری حوادثی که برای موسی در زمان کودکی و جوانی و ... رخ داده را مطرح می‌کند و بعد می‌گوید: اکنون که تو به اینجا رسیدی باید بدانی که «واصطنعتک لنفسی» و تو را برای خویش آفریدم. و برو به سمت فرعون که او طغیان و نافرمانی کرده و با او به گفتاری ملایم و آرام سخن بگو تا مگر متذکر شود و خشیت پیشه کند... و در واقع ماموریت و وظیفه موسی را به او نشان می‌دهد.

اگر ما هم خودمون را جای موسی پیامبر قرار دهیم شاید به این نکته برسیم که این حوادثی که از زمان کودکی تا اکنون به ما رسیده همه و همه برای آن بوده که ما را برای انجام یک وظیفه‌ای آماده کند و بقول معروف خدا هم ما را برای خودش و به جهت انجام یک وظیفه‌ای آفریده...

اگر ما هم خودمون را مخاطب قرآن قرار بدهیم وفکر نکنیم که خداوند فقط این جمله را در یک برهه‌ای از تاریخ به موسی گفته و دیگر تاریخ مصرفش گذشته و مربوط به همان زمان بوده است آنگاه ممکنست که یک کم به نشانه‌ها و آیاتی که سر راه ما قرار می‌گیرند تا وظیفه ما را به ما بشناسانند بیشتر دقت کنیم... (ای کاش فرصت این فراهم می‌شد که همه می‌توانستند فیلم «یه تکه نان» را ببینند تا معنی توجه کردن به نشانه‌ها را دریابند.)

ماه مبارک نزدیک است و بقول حضرت صادق(علیه السلام): «لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان» هر چیز را بهاری است و بهار قرآن، ماه رمضان است... بقول بزرگی: همه از آخر کار می‌ترسند و ما از اول کار... که خداوند چه وظیفه‌ای را برایمان در لوح محفوظ رقم زده است؟

خدا کند که تلاوت‌های ما از قرآن در این ماه مبارک، بهانه‌ای باشد برای درک بهتر آن وظیفه‌ای که خداوند عالم، در لوح محفوظ ما، مقدر کرده است... انشاءالله

***

اگر از آهنگ پایانی برنامه کوله پشتی خوشتون اومده می‌تونید اونو از اینجا بگیرید:

---> خداحافظ! همین حالا...

/ 5 نظر / 17 بازدید
سمیرا

باز سلام از اینکه اولین نفرم که میخوام نظر بدم خیلی شرمنده هستم اخه در حد نظر دادن نیستم فقط میتونم بگم من از اون جمله ی خانم ارین خیلی خوشم اومد خدااز رگ گردنم بهمون نزدیک تره که گاهی ما انسانها اون قدر در این دنیای مادی گم میشیم که کاملا فراموش میکنیم کجا هستیم وبرای چی اومدیم به قول بزرگی خدایا ... کاش انسانها میدانستند بسوی تو به pرواز در امدن چه زیباست اری اگه ما کمی به اصل وجودی خودمون بر گردیم واول خودمون بعد هم خدامون را فراموش نکنیم اون وقت میفهمیم کی هستین وبرای چی هستیم مثل همیشه باز زیادی حرف زدم یه بیت مینویسم ومیرم ای خدا ای راز دار بندگان شرمگینت ای تونایی که در جام جهان فرمانروایی اشک میغلتد زچشمانم زشرم روسیاهی ای pناه بی pناهان موسفیدو رو سیاهم موفق باشید

سمیرا

یادم رفت اینو بفرستم میلاد خان اینم تشکر

نرگس

از اينکه ستارهی دلم را روشن کردی ممنونم اميدوارم هميشه ستارهی دلتون روشن باشه انشاالله

فاطمه

سلام...بعله...خدا پدر و مادر خانم آرين رو بيامرزه...خوب هممونو متحول کرده....

مريم حقيقت

سلام عزيز اين دادگاه مرا متهم.....توآيا؟يا علی