تولد + ... !

۲۵ بهمن روز والنتاين و عشق و عاشقی و خرس و شکلات پيچی و قلب و از اين حرفهاست! اما يک مناسبت مهم‌تر هم تو اين روز هست. اگه گفتی...؟
تولد اينجانب ! اين‌هم از نوادر روزگاره که تولد ما منطبق بر روز والنتاين شده و خلاصه تقارن اين دو عيد بزرگ، بر عالم بشريت مبارک باد! 04.gif18.gif

دلم می‌خواد که يک هديه از خدا بگيرم. يه چيزی که خيلی وقته دنبالش هستم:

 خدايا ! 
    به من جرأت و توانايی ِ جداکردن ِ قول از قائل را بده.
                                                                 آمين!

***

يه سوال (يا شايد مسابقه) کوچک:

اين جملات از سهراب سپهری چه معناها و تعبيراتی می‌تواند داشته باشد و کدام تعبير درست است؟

  و هواپيمايی...
    که در آن اوج ِ هزاران پايی...
        خاک از شيشه آن پيدا بود...!

تو قسمت نظرات، تعبيرات خودتون رو بگيد تا تو يادداشت بعدی من هم تعابير خودم رو بنويسم...

/ 23 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
milad

از دید من ، نظر انسیه در جمعه ۲۸ بهمن ساعت ۰:۳۹ بعضی نکات قابل توضيح بايد بهش اضافه شود. اول اينکه: وقتی می‌گويی برای آن هواپيما فقط اين مناظر از خاک جالب توجه است، يعنی درون هواپيما قرار گرفته‌ای و از شيشه به بيرون می‌نگری و خاک را می‌بینی (ناظر درونی هستی) حالا يا به عنوان مسافر يا اينکه خود هواپيما را استعاره از يک آدم بگیری که خودش از شيشه‌هايش که می‌تواند کنايه از چشمهايش باشد دارد به زمين می‌نگرد. به هر حال در اين نظر، خاک، بيرون از هواپيماست و ما ناظر درونی هستيم... اما در اينکه مي‌گويی مادی است يعنی بيرون از هواپيما قرار گرفته‌ای و داری به درون آن می‌نگری يعنی ناظر خارجی هستی که خاک را در درون خود هواپيما ديده‌ای. (هر دوتای این نظر‌های متفاوت، درست است و از این جملات سهراب نیز برمی‌آید) ...

milad

اما در کل اين نگاهت به عنوان ناظر داخلی برايم جالب بود. من غالباً بعد خارجی را در نظر داشتم...

shasoosadzj

منم گفتم که دو بعد داره يعنی بايد ناظر داخلی و خارجی رو با هم در نظر بگيريم. اما نميشه گفت که سهراب فقط آرمانشهرش رو ديده چون مرد گاری چی و اسب و ....... را هم ديده است. اما در کل بيشتر آرمانشهر خودش مدنظرش بوده. با اين وصف تعبير دوم درست تر به نظر مياد . اما باز هم ميگم که بايد هر دو رو با هم در نظر گرفت . گرچه همچنان اين کاکل پوپک و..... کار را خراب می کند! و قتی سهراب ميگه چيز ها ديدم در روی زمين اين رو هم به ذهن متبادر ميکنه که نکنه اون هواپيما اصلا خود سهراب بوده

shasoosadzj

هر چی نوشته بودم پاک شد! حالا بعدا بقيش رو می نويسم زياده

esmailifar

نقدت جالب بود. ولی نظرمو يه کم فکر کنم خوب عنوان نکردم. در واقع من اين سخن سهراب رو يه جمله پندی(عجب اسمی) ميزارم. يعنی ای انسان! درست می باشد که در اوج به سر می بری. حواست باشه که يه زمانی در نااوج(باز هم عجب اسمی) بودی و باز هم ممکنه به خاطر کاری به اونجا برگردی. از منظر من اينجوريه. البته کسی نمی تونه دقيقا بگه منظور شاعر چی بوده. هر کی همون حسی که بهش دست ميده رو ميگه.

مهربان

سلام من باید به مسابقه فکرکنم بعد میگم

خودم

می‌خواستم جواب رو بنويسم . اما ۳ روز ديگه صبر می‌کنم تا مهربان هم جواب بدهد. (ممنون از توجه همه دوستان)

amin

اولا: سلاوم . دوما: پساپستولدت مبارک . سوما : شرمنده که دیر بهت سر میزنم . چهارما : موفق باشی و صدسال زنده و سلامت . پنجما : برداشت من اینه که آدم هرچی هم پیشرفت کنه و به اوج بره بازم باید یادش باشه که از خاکه و باید روزی روی اون فرود بیاد . بای بای .

مهربان

سلام میلاد جان وقتی نظرخودتو خوندم خیلی خوشحال شدم خیلی مهربونی .راستش من همیشه که این شعر رو میخونم دقت نظر سهراب به کل هستی رو حس میکنم .یعنی با اینکه اونقدر بالاست که کل رو میبینه ولی جزییات رو هم فراموش نمیکنه . حالا هم که نظرات دیگران رو اینجا خوندم باز همون حس رو دارم البته از این نظرات خیلی استفاده کردم . وبیصبرانه منتظر جواب هستم . بازم ممنونم که بهم فرصت ابراز نظر رو دادی و از اینکه منتظرتون گذاشتم معذرت میخوام طولانی شد ولی اینم بگم خیلی کار قشنگی بود ادامه بده .منم شاید اینکار رو کردم .موفق باشی

ع

سلام ميلاد جان عالی بود