کاش می‌شد در عزايت تا قيامت‌ها گريست...

یا علی‌بن‌ابی‌طالب، وصی خیر خلق...

امشب آهنگ جدایی، ساز دیگر می‌کند
مسجد کوفه، وداع با یار دیگر می‌کند

می‌رود امشب ز پیش خلق، یار فاطمه
آسمان اندر عزایش دیده را تر می‌کند

می‌شود خاموش شهر، از بانگ قرآن علی
نیست دیگر آنکه دل‌ها را معطر می‌کند

در قلوب مومنین پیک عزا آید فرود
چون علی امشب صعودی سوی داور می‌کند

ناله‌های قدسیان از نعمت لایعرفون
تا به اعلی می‌رسد، غم را فزون‌تر می‌کند

این عزیزان علی، امشب نظر بر کی کنند؟
هر یتیم آخر نظر بر روی مادر می‌کند

 زینب مظلوم مانده غرق حیرت زین جفای
چون نظر بر روی بابا یا که بر در می‌کند

نی همین فرقش به درد از زخم شمشیر است و بس
زهر با جان علی هر لحظه بدتر می‌کند

زخم شمشیرش چه باشد تا که او افتد ز پای؟
گوییا زهری دگر، دل را مکدر می‌کند

زهر هجران محمد، هجرت یار عزیز
زهر غم‌هایی که وی را یاد کوثر می‌کند

زهر پهلوی شکسته، زهر سیل اشک دوست
لحظه‌های کوچه وی را مضطرب‌تر می‌کند...

می‌رود امشب علی از پیش این نامحرمان
چون حدیث غصه با دخت پیمبر می‌کند...

/ 1 نظر / 6 بازدید
مهديه

اميد که در اين فصل خواستن بخواهيم آنچه ارزش خواستن داردودعا کنبم که الهی ببخش بر بنده ايی که اسلحه ايی جز گريه ندارد