دنیا

امروز موقع برگشتن از مدرسه، سناریوی زیر هنگام عبور از عرض خیابان به سرعت از ذهنم گذشت و وقتی به طرف دیگر خیابان رسیدم، ناخودآگاه خنده ام گرفته بود....

................................................................... به ذهنم رسید که :

مَثَل ِ دنیا به این می ماند که:

مثلا فکر کنید شما در مسابقات کشوری شنا با آمادگی کامل و تمرینات بسیار شرکت کرده اید و برنده مسابقات شده اید. انتظار مدال طلا و تقدیر و تشکر مسئولین و ... را دارید.

اکنون در سالن همایش روی صندلی خود ، خوش تیپ و منظم و مرتب نشسته و با اعتماد بنفس کامل، منتظر هستید تا مجری اسم شما را اعلام کند و در میان تشویق های ممتد حضار ، روی سن بروید و هدیه خود را بگیرید و باعث سربلندی میهن و ... شوید!

همینطور که ابرهای بالای سر شما در حال گسترش است و خیالات شما لحظه به لحظه در حال صورتی تر شدن می باشد... پیرمردی که مستخدم سالن است وارد می شود و چشمش به شما می افتد و چون از همه به او نزدیکترید به سمت شما می آید و می پرسد: ببخشید، آقای فلانی را می شناسید؟

شما از شنیدن اسم خودتان نیش تان تا بناگوش باز شده و به خیال اینکه لحظه موعود رسیده، می گویید: خودمم! بفرمایید؟

می گوید: دم در با شما کار دارند. یک پیک موتوری آمده و پاکتی برای شما آورده...!!

متعجب می شوید که: کی بوده که می دانسته که من در این ساعت در اینجا هستم و طوری پیک موتوری را تنظیم کرده که بسته را دقیقا در ساعت حضور من، بهم برساند؟

در همین فکر و خیالات بلند می شوید و به سمت در خروج می روید. پشت در سالن همایش ها پیک موتوری ایستاده... سلام و علیکی کرده و خودتان را معرفی می کنید.

بدون اینکه جواب سلام شما را بدهد، پاکت زرد رنگ A4 را تحویل تان می دهد و می گوید: اینجا را امضا کنید و ضمنا نوشته: کرایه در محل. لطف کنید 10 هزار تومان هزینه پیک را پرداخت کنید!!!

از فرستنده پاکت متعجب می شوید که کی بوده که فکر نکرده شاید شما در این لحظه پول همراهتان نباشد؟ دست در جیب می کنید و با این پا و اون پا کردن، دو تا اسکناس 5 هزارتومانی کف دستش می گذارید... بدون حتی یک تشکر خشک و خالی، سوار موتورش می شود و دور می شود.

با احتیاط که مبادا به محتوای پاکت آسیب وارد شود همانجا طاقت نمی آورید و پاکت را باز می کنید. یک تقدیر نامه سیاه و سفید درون پاکت است!!

نوشته روی تقدیر نامه را سریع می خوانید:

جناب آقای فلانی
بدینوسیله موفقیت شما در کسب مقام قهرمانی مسابقات کشوری شنا تبریک عرض کرده و برایتان از درگاه ایزد منان، موفقیت های روز افزون آرزومندیم!!!!

                معاون مسئول بخش ورزش های آبی منطقه 2 محله 5 شهرستان های تهران
                         امضا: جواد جوادی  از طرف معاون مسئول بخش ورزش های آبی منطقه ....

...

یک لحظه جا می خورید! نه تنها هیچ مسئول رده بالایی تبریک نگفته! بلکه یک مسئول بسیار جزء زحمت آن را کشیده و تازه بار امضا را هم به دوش کس دیگری گذاشته که "امضا از طرف..." بکند!

و آن بنده خدا هم چون باید برای 10 نفر تقدیر نامه صادر می کرده و حوصله 10 تا امضا را نداشته، فقط روی نمونه اولیه امضا کرده و از آن کپی سیاه و سفید برای همه قهرمانان گرفته اند و جای اسم خالی بوده که یک بلندهمتی با روان نویس آبی و خطی ناخوانا، اسم قهرمانان را درج کرده است! و جوهر آبی اش وسط صفحه سیاه و سفید، خودنمایی می کند و متوجه می شوید که گویا هنگام نوشتن بر اثر بی دقتی دستش به نوشته ها خورده و قدری از جوهر آبی اسم شما نیز بر روی کاغذ پخش شده است!!!

پاکت را زیر و رو می کنید که شاید سکه ای مدالی چیزی همراه آن فرستاده باشند که پاکت را خالی تر از روز اول می یابید!

با دماغ آویزان حوصله برگشتن به سالن را هم ندارید و از همانجا راه خانه را پیش می گیرید و اولین سطل زباله سر راهتان، با آغوشی باز، پذیرای تقدیرنامه شما می شود! و سوزشی دردرون شما در حال شکل گیری است!!

سوزش 10 هزار تومانی که بابت یک برگه A4 که می توانستید با 100 تومان، از سر کوچه نیز فتوکپی بگیرید، پرداخت کرده اید.......

....

و مَثَل ِ دنیا از این که عرض نمودم، بدتر است! و آنکه کاری را برای خوش آمد مردمان کند، به سرنوشت قهرمان مغبون قصه ما دچار گردد! (و بل بدتر)

الله اعلم!

/ 5 نظر / 12 بازدید
نويد رستم بيگي

معلم خوبم ،‌ دوست دارم خيلي زياد داستان خيلي جالب و تقريبا واقعي بود

من اولیای یکی از دانش آموزان امسال شما هستم از شما به خاطر داشتن کلاسی فعال و پر انرژی ممنونم امیدوارم مدرسه قدر معلمی چون شما را بداند

محمد مسعود حبیبی

سلام استاد آیا این متن واقعیه ؟

محمد حنیف سعدایی

خدا بد نده.[سبز][وحشتناک]

ترانه

سلام علیکم!خدا شما رو برای خانواده تان حفظ کند.احساس میکنم شبانه روز شما30_40 ساعته.از رزومه تان پیداست عشق ریاضی هستید شدید..وصد البته تدریس برای سن حساس وپرهیجان راهنمایی ..... این دوران معلمانی صبور وباتجربه می طلبد ((جوان خوش تیپ وخوس لباس که عاشق فوتبال ,بهرام رادان یا حامد بهداد باشد))) درکلاسهای دختران بایداز سوپر استارها بدانی وگرنه........ درکلاسهای پسران شاید فرق میکند!!!!! چند سالی از اخرین حضورم درفضای تدریس میگذرد وحالا جو حتما عوض شده..حالا باید از موسیقی ،از یاس و.... هم بدانیم.موفق باشید