فعل مجهول!

ما وقتی تو فارسی نخواهيم اسمی از فاعل بياريم، خيلی راحت از جمله حذفش می‌کنيم و فعل رو مجهول می‌کنيم.

اما جالبه که تو زبان عربی، اين مجهول کردن فعل، در ۳ مورد بکار می‌ره.
۱- مثل فارسی، يعنی معمولی است.   ۲و۳- کاربردهای بلاغتی و فصاحتی دارد و کلام را زيبا می‌کند. يعنی لزومی به حذف فاعل نيست. اما اگر چنين کنيد جمله‌تان از نظر دستور زبان عربی، مستحکم‌تر و فصيح‌تر می‌شود.

***

حالت ۱- وقتی که نمی‌خواهند فاعل تو جمله و حذفش می‌کنن.
افعالی که مجهول می‌شوند، با حرکت «ضمه» شروع می‌شوند و می‌تونيد تشخيص بديد که فعل مجهول شده و بيخودی دنبال فاعل نگرديد.

***

حالت ۲- وقتی که فاعل بسيار بلند مرتبه و والا مقام باشد. برای احترام به او اسمش را از جمله حذف می‌کنند و فعل را مجهول می‌کنند. (شايد خودتون هم به اين دقت کرده باشید که وقتی در جمعی، بزرگی وجود داره، هی اسمشو صدا نمی‌کنند! مثلاً شايد بدونيد که نيوتن -فيزيکدان معروف- بسيار کم از واژه «خداوند» استفاده می‌کرد و آن هنگام که آن را با احترام بر زبان می‌آورد، لختی سکوت می‌کرد و می‌انديشيد.)

مثال اين حالت در قرآن وجود داره:
«مثل الجنه التی وعد المتقون...»     (آيه ۳۵ سوره مبارکه رعد)
-با تشکر از دوست عزيزی که آدرس اين را برای اين نوشته‌ام پيدا کردند-
(معنا: مثل بهشتی که به پرهيزگاران وعده داده شده است...)

تو اين آيه چون «خداوند» بسيار بلند مرتبه است، کلمه الله را حذف کرده و فعل را مجهول آورده است و با اينکار به فصاحت و بلاغت جمله افزوده است.

***

حالت ۳- وقتی فاعل بسيار پست و بی‌ارزش باشد! در اين حالت هم بخاطر آنکه فاعل لياقت آوردن اسمش را در جمله ندارد آن را حذف کرده و فعل مجهول شده و بر فصاحت کلام می‌افزايند.

مثال:
«يا اهل العالم! قتل الحسين بکربلا عطشانا»     و يا
«يا اهل العالم! ان جدی الحسين، قتلوه عطشانا»    (هر دو، حديثی از ناحيه مقدسه امام‌عصر(عج) می‌باشد)
معنا: ای اهل عالم! کشتند حسين را به کربلا و در حاليکه او تشنه بود.   و يا
معنا: ای اهل عالم! همانا جد من حسين، کشته شد در حاليکه تشنه بود.

در اين دو مورد هم امام عصر(عج) برای يزيد و ابن زياد و اطرافيانشان، ارزشی قائل نشده و نخواستند حتی در کلام، نامی از آنها ببرند و آن‌ها را از جمله خود حذف کرده‌اند و فعل را مجهول آورده‌اند.

***

گاهی با دانستن بعضی از اين نکات کوچک، خواندن قرآن لذت‌بخش‌تر می‌شود. بلاتشبيه، مانند حالتی که يک شعر از حافظ را می‌خوانيد و تعبيرات و اصطلاحات آن را می‌دانيد و تلميحات و اشارات و کنايات آن را متوجه می‌شويد و لذت‌تان از شعر بجز معنا، لذت دستوری هم است... اين هم شبيه آن است....

مدتيه فهميدم که تو زبان عربی هم چيزهای نابی پيدا می‌شه. بخصوص در ديوان شعرای قديمی عرب و در الفيه‌هايشان.
*الفيه(=Alfiye): ديوان شعری که مشتمل بر ۱۰۰۰ بيت و تماماً حول يک موضوع می‌باشد. مانند الفيه  ابن‌مالک که با زبان شعر تمام دستور زبان عربی را بيان کرده است.

/ 6 نظر / 14 بازدید
پیمانه

منم از لينکای وبلاگت بيشتر خوشم مياد دلم می خواد بری يه کم عربی بخونی بعد ببينم بازم از عربی خوشت مياد؟!

کچوئی

سلام. وتی زبانی به عنوان زبان قرآنی انتخاب ميشه طبيعتاً بايد ويژگيهای خاصی داشته باشه. اطلاعات جالبی بود. ممنون.

کچوئی

ببخشید(وقتی)اشتباه تایپ شده بود.

مريم

سلام بابا بی خيال همون رياضی کافی بود. اينا ديگه چيه؟

...

سلام متن جالبی بود... موفق باشید

...

سلام ... بله درست حدس زدید! نوشته های کلوب تقریبا شبیه متن های سیگما هستش... شاد و سربلند باشید.